شروع سوم ؟!
بار اول که به خاموشی خوردیم سر جنگ شوق شدید شروع کردن داشتیم و وضعیت خارجی مانعمون بود
مانع که برداشته شد شروع کردیم
بار دوم که به خاموشی خوردیم یک مشکل جدی با موضوع سلامتی برای یکی از عزیزانمون پیش اومده بود
رفع شد و به خیر گذشت و ادامه دادیم چون هنوز شوق و ذوق کار وجود داشت
الان یکم فرق میکنه… الان ذوقی وجود نداره
هیجانی دیگه نیست برای ادامه دادن
بین شروع کردن یا نکردن انتخاب نکردیم
بین ادامه دادن یا جمع کردن کار باید تصمیم میگرفتیم
فکر کردیم، پایین تا بالای کار رو بررسی کردیم
نتیجه هر کدوم رو سبک سنگین کردیم
و ادامه میدیم
اینبار بدون کوچیک ترین ذوقی
این ادامه دادن از سر جبره
نه از جنس جبر اقتصادی! نه!
فکر میکنیم بدهکاریم ادامه دادن رو
قطعا از رنگ و لعاب کار قراره کم بشه
قطعا هیجان و شوری که بود وجود نداره
قطعا از هویت دنارس تا مدت نامعلومی خوشحالی حذف میشه
و قطعا صورتی و آبی شخصیتش تا مدت ها قراره خاکستری باشه
اما “باید” ادامه بدیم…
